
آسان تر تاریکی ظلمت نبود راهی!
در عمق فلک پیدا تابد به سرا ماهی!
نایم به قدم رفتن ناید به دگر آری!
هر سو که نظر کردم من ماندم و در چاهی!
گر بار دگر فرصت جان را به سلامت شد!
در بودن جان دقت می کردم و آگاهی!
طاقت نبود صبرم در هر نفسم دردم!
باید به دگر سویی منظر بودم گاهی!
چون بودن سودایی غم بار اثر آتش!
باشد به گذر بودن سر سوزد و جان آهی!
برچسب:
نویسنده: امیر نوری