خرید بک لینک

می وزد باد و آورد باران!

هر نظر سویی در به در پیمان!

باران                                     آدمک                   آریاپناهی

خفته در خوابم یا که بیداری!

​​​​​​​باشدم رویا منظری تابان!

چون دگر از غم درد بودن نیست!

بار خوشحالی می شوم شادان!

​​​​​​​گه به جان آید غربتی غم را!

ناتوانم من از تحمل آن!

در دلم هر دم غصه تنهایی!

روی زیبایت چون رسد دستان!

هر شبم منظر در فلک زیبا!

​​​​​​​چون قمر گلگون پرتوی آسان!

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:58

صفحه بندی