خرید بک لینک

صورت زیبایی ات نقش روا غمزه ها!

لحظه ی در روشنی پرتو رویت فرا!

راه قدم                            آدمک                    آریاپناهی

گشته ی سودایی ات عالم معنایی ات!

می برسد لحظه ای عاشق جانان رها!

خفته مرا دیده ام درد نظر چیده ام!

راه قدم رفته را عالم بودن چرا!

طرفه خبر از تو را آوردم لحظه ها!

درد فراغت چنین می شکند در سرا!

روشن پرتو کشد رخ به عیان چهره را!

دیده نظر بر افق می زندم تا فنا!

غصه دمک غم نشد ماتم دوری چنان!

گم شده ام در زمان درد و عذابم بیا!

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 15:58

صفحه بندی